!!!!
چند وقته دل و دماغ نوشتن ندارم.. نه اینکه موضوع نداشته باشم... نه اینکه حرفی نباشه برای گفتن... حوصله اینکه بشینم و چیزهایی رو بنویسم که میشنوم و بهشون فکر میکنم رو ندارم... یعنی اینقدر بعضی چیزها دردناک هستند... و یا بعضی حرفها ناامید کننده.. و یا بعضی کارها مضحک که نمیشه نوشتشون.. اینقدر سوژه پیدا میشه که آدم به خودش میگه.. ولش کن.. بیا بیخیال بشیم...گاهی وقتها آدم خودشو توی یک دور تسلسل میبینه.. یک دایره که هر چی هم میخواد از توش بیاد بیرون نمیتونه و مدام و مدام هی روی محیطش میچرخه.. و البته همه هم توقع دارن روی دایره بمونه...بیرون بودن از دایره یا بی آبرویی داره و یا جرم!!
چند وقت پیش برای بالا بردن سطح ادبی خودم رفتم کتابفروشی و چند جلد کتاب خریدم... تفریحات شب ۲۸۰۰ تومن... اما افشاگریهای ذلیل السلطنه از زندگی شاه ۲۰۰۰۰ تومن...برای داشتن نوشته های صادق هدایت فقط نیاز داری به اینترنت وصل بشی!!! یعنی برای اینکه بدونی در زمان فلان شاه روزی به چندتا زن تجاوز میشد.. و یا فلان کسک در سنه هزار و سیصد و درشکه نگاه بد کرد به ناموس فلان الدوله و فلانش کردن .. باید کلی هزینه کنی.. اما اگه بخوای چندتا از شاهکارهای نویسندگی ایران رو بخونی اندازه یه بسته آدامس هم پول لازم نداری!!غرض این نیست که بد است... فقط نمیفهمم پس چرا هیچکس شاهکارها رو نمیخونه.. یکیش خودم!!!
این روزها دیش و بشقاب جرم محسوب میشود... مادرم وقتی داشتیم دیشمون رو جمع میکردیم بشقابها رو هم جمع کرد.. قرار است فعلا تا مدتی توی کاسه آش ماش بخوریم تا معلوم بشه چه کاسه ای زیر این یکی کاسه ی آقایون است... دیروز خونه ما جن زده شده بود.. همه افراد هی فکر میکردن که یکی توی حیاط ماست... اما میرفتیم نگاه میکردیم کسی نبود.. یکی به شوخی گفت .. عوامل جنی حکومت هستند اومدند ببینند ماهواره رو جمع کردیم یا نه....
قرار است مشایی را بگیرند.. قدیمها یک فیلمی در مورد کشور استالینی پخش میکردند.. یارو بازپرس دولت بود.. همه رو میکشید پای میز محاکمه و اعدام میکرد.. اما چند ماه بعد یکی پیدا شد خودش رو کله پا کرد.. شده حکایت این روزهای ایران!!!
بنا به دستور... صلح و صفا هم تا پایان دوره محموتی بین مجلس و دولت برقرار شده.. یعنی قرار شد محموتی استیضاح نشه ... هزینه استیضاح عمو محموتی زیاد است... البته خدا میدونه اگه مشایی رو بگیرند چی میشه!!!
دلم نمیخواد از سوریه چیزی بنویسم.. دلم نمیخواد اصلا کاری به خبرهای دنیا داشته باشم.. دلم میخواهد این ریمیکس جدید بری باخ داش منصور رو گوش کنم و از زندگیم لذت ببرم!!! همه داریم همین کار را میکنیم.. فکر کنم اگه یه بمب هم وسط تهرون بترکه مردم از کنارش رد بشند.. در حالی که میگند .. بری باخ ای بری باخ...
خدای من.. باورتون میشه که مملکتمون اینقدر پس رفت کرده که مردیکه بی حیا ۳ تا زن میگیره میاد توی تلویزیون و میگه من میلم میکشید.. تازه از زن دومش هم گله کنه که کمی ناراحت شده!!!من به طور جد در این باره هیچ حرفی برای گفتن ندارم.. یک روز سکوت کنین ...
راستش شاید باید اعتصاب غذا بکنیم.. صابر و سحابی ... چند نفر بعدشون قراره برن... و باز هم سکوت سنگینی که حکمفرماست.. فلسفه سکوتمون رو کسی میدونه؟؟مادرم یک حکایتی داره در مورد یه آقایی که خیلی خیلی ترسو بوده.. یکبار با یکی دعواش میشه.. سکوت میکنه و میذاره یارو هر چی تو دهنش بوده بهش بگه.. بعد میره توی مغازه اش و در رو میبنده و پشتشو میکنه به کوچه و خیلی آروم شروع میکنه به فحش دادن....شما روزی چند بار آروم و زیر لب به طوری که بغل دستیتون هم نشنوه فحش میدین؟؟
زرنوشت: فکر نکنید اوضاع بر وفق مراد نیست.. زندگی کاملا روال طبیعی خودش رو طی میکنه.. هر روز صبح بلند میشی.. میری سرکار.. با همکارات هی سرو کله میزنی.. حالا اینکه چقدر سخته با افرادی که خیلی کم میفهمند دمخور باشی رو بیخیال.. چقدر باید به اینکه چون خرچنگ ۱۰ تا پا داره حرومه .. یا اعتکاف کردن ثواب داره.. یا حجابه که زن رو میسازه.. بخندی و به روی مبارک نیاری...اما در مجموع همه چیز روال طبیعی ایرانی داره...
من اصلا دین و ایمان درست حسابی ندارم.. قبول... اما اینقدر میدونم مستحب و واجب چیه... به نظرتون اگه آدم برای رفتن به اعتکاف به رئیس شرکتش دروغ بگه مستحب رو بجا آورده و واجب رو ..... کرده؟؟؟ این رو فقها بگن.. من هیچ نظری ندارم.. سکوت
به نظرتون اگه پاتون بپیچه و داماد خانواده بلد باشه جاش بندازه.. اونوقت این آقای داماد حکم پزشک رو پیدا میکنه محرم میشه و یا نه؟؟؟ به نظرتون تا وقتی هموطنانی داریم که توی این موضوعات گیر کردن و مدام به کربلایی که رفتند قسم میخورند.... اوضاع درست هم میشود؟ من نمیدونم چند روز بری مسافرتوو چند جا رو ببینی و کلی هم حال کنی... قسم خوردن داره؟؟ میخوای پز بدی به همه بگی رفتی کربلا!!!
فرنوشت:هنوز روز است؛ بكوش تا كاري كني، زيرا وقتي كه شب خاموش فرا رسد هيچ كس كاري نمي تواند كرد. "گوته"