همه چی آرومه ....
از زور عاشورا مردم اینجا روزه گرفتن و دعا کردن و میخواستن امروز نماز بارون بخونن
که انگار زلزله بدجور زد تو حال مسلمانان این خطه...
راستش دیشب بدجور دوباره همه ترسیدن چون توی چندتا از شهرهای کرمان زلزله احساس شد ...
بخصوص همه باز نگران بم و زرند بودن.. ![]()
راستش با وجود اینکه شوخی کردن با زلزله اصلا هم کار خوبی نیست اما این روزها همه توی شهر من میگردن میخندن میگن نماز امام جمعه بارون که نداشت بالاخره یه تاثیری داشت!!!!!!!
فکر کنم تا چند روز دیگه اسم امام جمعه رو بذارن حاجی ویبره ای!!!!
خدا بدجور داره میزنه توی ذوق عوامل ظلم....
هر چند واسه هموطنان و هم استانیام که فوت شدن یا زخم برداشتن ناراحتم و ابراز همدردی میکنم
اما از اینکه خدا زد تو حال این چندتا جوجه حاجی تازه ملا شده باید گفت دست مریزاد!!!
دیشب یاد روزهای بامزه گذشته هم افتادم و دوران دانشجویی...
دوران دانشجویی من مصادف بود با زلزله بم و لرزه های پی در پی که توی کرمان اتفاق میافتاد...
راستش بعد اینکه فاجعه بم کهنه شد و از یاد رفت این زمین لرزه های مداوم و پشت سر هم تبدیل شده بود به تفریحی توی خوابگاههای دانشجویی باهنر....![]()
توی خوابگاه با وجود سرما شدید هوا فقط کافی بود یکی از بچه ها احساس کنه که زمین یه ویبره کرده ...
اونوقت همه میریختن توی محوطه و آتیش و رقص و هلهله برپا میشد....
البته بعد از اینکه همه استان کرمانیا مطمئن میشدن خبری توی شهرهای خودشون نبوده...
خلاصه هر دفعه هم مسئولین خوابگاه میومدن دعوا میکردن و میگفتن زلزله نبوده برین توی خوابگاه..
اما هیچکس هم بخرجش نمیرفت ....
سال بعدش دیگه زیاد از زلزله خبری نبود اما چند بار بچه ها الکی چو انداختن امشب زلزله میشه تا باز بساط پهن بشه....![]()
نمیدونم اما فکر کنم زلزله دیشب نشونه ای بود برای اون دسته از آدمای این دیار که هنوز هم فکر میکنن این چیزی که سر نیزه کردن قرآنه و دنبال بهره برداری و خر کردن مردم بیچاره هستند و سوء استفاده از مردم ساده دل شهرهای کرمان...
خدا خودش رسواشون میکنه ان شاالله!!!![]()
راستی میخواستم یه پست واسه شب یلدا بذارم اما الان زرم نمیاد..... شب یاداتون مبارک و خوش بگذره!!!![]()