روزها از پس هم میگذرند و سیر طبیعی زندگی هم می آید و می رود و انگار نه انگار این جوانی ماست که به بیهودگی سپری می گردد
... گاهی اوقات دلمان می خواهد بپریم بیرون داد بزنیم ای جوانان برومند ایرانی تا کی سرمان باید زیر برف باشد و فقط به گذشت زمان نگاه کنیم و هیچ هیچ هیچ کاری نکنیم !!
اما بعد یادمان می آید که خوب جوانان برومند ایرانی چهکار کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
چند وقت پیش شاید حدود یکسال و اندی پیش جوانان ایرانی فکر می کردند می توانند کاری کنند و کاری کردند کارستان...
فکر نکنید تمام شده و هیچ چیزی در بر نداشته...
آبروی ایرانی و ایرانی بودن ما حفظ شد حتی اگر این تنها حاصل آن همه بود باز هم کم چیزی نیست!!!![]()
امروز از نوجوانی مطلبی دیدم ...
در قسمت لینک به بی پرده سری بزنید...
نویسنده نوجوانی بیش نیست اما انگار همه تکانی خورده ایم انگار همه میفهمیم مشکل از ماست از همه ما از طرز نگاه ما از شیوه فکری ما
... و این کم چیزی نیست... این همان چیزی است که باید بعضی ها نگرانش باشند..![]()
ما جوانیمان را داریم در نادانی و بیی خبری به باد میدهیم... امیدوارم دیگران چنین نباشند... و ما را نیز از این خواب غفلت بیدار کنند!!!!![]()