خانواده.. دسته ... گروه ... تشکل ... جامعه... میهن... دین....![]()
واقعا تا حالا فکر کردین اینا چه نقشی تو زندگی آدمیزاد این موجود دوپا بازی میکنن؟ و اصلا چه معنایی دارند؟؟ هیچوقت فکر کردین اگه نبودند دنیا چه شکلی میشد؟؟![]()
فرض کنید ما آدمها هم مثل بعضی حیوانات بودیم.. تو فصل جفت گیری میرفتیم توی خیابون و یه جفت که بیشتر چشممون رو میگرفت انتخاب میکردیم و بعد تولید نسل و غیره...
تو بقیه مدت سال هم واسه خودمون میگشتیم و بیخیال همه ی این سوسل بازیا میشدیم!!!!
یا نیازی به داشتن عقیده و ابراز اون نداشتیم ... میگشتیم یه چیز واسه خوردن پیدا میکردیم و بعدش هم میگرفتیم یه جا میخوابیدیم و گاهی هم از ترس یه حیوون قویتر فرار میکردیم!!!![]()
برای بسیاری از افرادی که در اطراف ما وجود دارند خانواده یعنی بخش مهمی از زندگی هر روزه...
بخش مهمی که انگار نبودش سبب میشه یه جای خالی بزرگ داشته باشی...
خانواده یعنی درگیری هر روز با چند آدم دیگه که بدون اینکه بدونی چرا دوستشون داری و به همه ترجیحشون میدی...
وقتی میگم به همه منظورم اینه که مثلا اگه توی یه آتش سوزی باشی و خواهر کوچکترت با یه بچه دقیقا همسن اون وسط آتیش باشن تو نگران خواهرتی و میری تا نجاتش بدی ولی بخاطر اون بچه شاید حتی تکون هم نخوری!!!!!![]()
بعد جالبه ما آدمها به خانواده بسنده نمیکنیم.. ما دنبال یه ارتباط بیشتر هستیم.. یه دسته از آدمهایی که هیچ دلیلی برای کنار هم بودن با آنها وجود نداره .. اما واقعا بهشون نیاز داریم...
دسته دوستان.. همسایه ها ... همکلاسی ها ... هم اتاقی ها ... فامیل ها ... آشنایان و هزار کوفت و زهر مار دیگه...و جالبه که برای این افراد هم حق اولویت قائلیم... یعنی اگه یه دوست شما ورشکسته بشه تمام سعیتون رو میکنید که کمکش کنید اما با خوندن یه خبر ورشکستی توی روزنامه هیچ احساسی بهتون دست نمیده.. یا اگه همسایتون پدرش رو از دست بده میرین تا دلداریش بدین اما هیچوقت صفحه آگهی ترحیم روزنامه رو جدی نمیگیرید....![]()
و باز هم سطوح بالاتری وجود دارند... ما باز هم ارتباط پیدا میکنیم ... توی تشکل های سیاسی ... طرفداران یه تیم فوتبال بزرگ ... بینندگان یه سریال معروف ... ![]()
و حتی بزرگتر از اون.. ما کشورها رو میسازیم و بخاطرشون حتی میجنگیم... حتی وقتی جنگ هزاران کیلومتر با ما فاصله داریم میریم تا از خاک کشورمون دفاع کنیم...
و حتی همزبانانمون رو هم میتونیم ترجیح بدیم!![]()
و بعد میشیم هم دین... هم کیش و هم آئین.... تنها چیزی که بهم وصلمون کرده یه دین و یه عقیده مذهبیه!![]()
فکر میکنید واقعا حاضریم بخاطر عقیده و دین و آئین هم بجنگیم؟بخاطر اسلام یا مسیحیت و یا دین یهود؟![]()
راستش ما آدمها در همه حال با همه طرز تفکری در انتها نمیتونیم همه رو به یک چشم نگاه کنیم.. ما همیشه تفاوت قائل میشیم ... ما آدمهایی رو که توی خانواده هستن و آدمهایی که توی دسته هستن و آدمهایی که توی تشکل هستن و آدمهایی که توی کشورمون هستن و آدمهایی که هم کیشمون هستن رو ترجیح میدیم و براشون ارزش بیشتری قائل میشیم و همیشه هم همینطوره!!!! ![]()
کم کم انسانها دارن یه راه برای برداشتن بعضی چیزها پیدا میکنن.. به وضوح میشه گفت برای من هم کیش بودن اصلا مهم نیست.. من یه مسلمون رو برتر از یه مسیحی نمیدونم... این واقعیت داره؟؟؟؟؟![]()
اگه توی یه موقعیت قرار باشه بین دو نفر ناشناس که توی هیچکدوم از دسته های بالا نیستند- یعنی توی خانواده شما دسته شما تشکل شما و وهم میهن شما نیستند - یکی رو انتخاب کنین تا زنده بمونه مسلمون رو انتخاب میکنین یا مسیحی رو؟؟![]()
![]()
در گیومه:"راستش مطمئنا دسته بندی های خیلی بیشتری وجود دارند اما من رمان ننوشتم لپ مطلب رو بگیر و بیخیال بقیه شو!!
"