دور تسلسل
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
دیشب برای بار پنجم فیلم زیبای "کتاب قانون" با بازی بی نظیر پرویز پرستویی رو دیدم.. نمی دونم چرا بعضی از فیلم ها اینقدر به دل آدم میشینه و با دیدن هر باره اون باز هم یه جوری داغ دل آدم تازه میشه...
من عاشق اون بخشی از فیلم هستم که ژولیت(آمنه) میره خرید... دقیقا همه این صحنه ها بارها برای من اتفاق افتاده و من معمولا بدون هیچ اعتراضی تنها از کنارش گذشتم... کم فروشی دیدم و به روی خودم نیاوردم... من خیلی وقتا دیدم که تاریخ مصرف جنسی گذشته اما تنها با گذاشتن جنس سر جاش از مغازه اومدم بیرون... و خیلی اتفاق افتاده که دیدم وقتی کیف پولم رو باز میکنم و از توش پول تا نخورده تمیز میارم بیرون پسرای اطرافم بهم پوزخند میزنن اما هیچوقت نگفتم که پول این کشور هم حرمت داره!!!
حتی اتفاقای خیلی بدتر هم برای من افتاده.... یادمه اولین باری که احساس کردم داره به شخصیت انسانیم توهین میشه ۱۳ سال بیشتر نداشتم.... با مادر محترمه رفته بودم توی یه مراسم سفره و یه خانومی داشت مساله میگفت و همه هم گوش میدادن... خانومه خیلی راحت گفت که زنها حق ندارن بی اجازه همسرشون آب بخورن... پاشون رو از خونه بذارن بیرون.. حتی به بچه هاشون نون بدن بخورن . باید توی همه چیز از شوهرشون اجازه بگیرن... خانوم صاحب مجلس که آدم شوخی بود گفت که من از پولای شوهرم دزدیم و این مجلس رو برگزار کردم و خانوم جلسه ای بدون کوچکترین خجالتی گفت برداشتن پول برای برگزاری مجلس امام حسین و ائمه هیچ اشکالی نداره!!! و من برای اولین بار این حس که پاشم بزنم فک طرف رو بیارم پائین بهم دست داد.. اکثر خانومهایی که توی مجلس بودن همین حس رو داشتن اما هیچکس اعتراضی نکرد ... و من یاد گرفتم در مملکت ما اعتراض کردن در چنین مجلسی یعنی بی آبروئی!!!! دیگه پامو اینجور جاها نذاشتم ..... و این یعنی پاک کردن صورت مساله نه حل کردن اون!!!!
اصولا ما یاد گرفتیم اعتراض نکنیم... همیشه هر چی بهمون میدن بگیریم و حتی اگه در حقمون جفا هم شد به اسم آبروداری از کنارش رد بشیم... ما هرگز به نزدیکانمون نمیگیم چرا دروغ میگی؟ ما هرگز به فروشنده ها نمیگیم که این جنس تو مارک نیست؟؟ ما وقتی توی رستوران میریم هرگز آشپز رو نمیخوایم تا توضیح بده چرا کبابش اینقدر بده!!! ما بخاطر تاخیر اتوبوس با راننده بحث نمیکنیم... ما برای شیر بی کیفیت صف میبندیم.. ما برای نون سوخته پول میدهیم... هرگز به آرایشگر نمیگیم چرا ابرومو خراب کردی... هرگز به دکتر نمیگیم با تشخیص غلط تو من دو هفته تو جا افتادم...
و بعد داد میزنیم که چرا همه چیز اینجوری است.... تنها وقتی آمپر میزنیم بالا جیغ و داد میکنیم... به ما یاد داده اند باید آبرو داری کرد.. اگه تو بعنوان یه دختر همه جا اعتراض کنی یعنی بی آبرو هستی.. همه ازت میترسن... اگه تو بعنوان یک همسر داد و قال راه بندازی آبروی شوهرتو بردی ... همه میخندن میگن چی میکشه بدبخت از دست این... اگه تو بعنوان یه شوهر داد بزنی و حقت رو بخوای زنت رو خجالت زده کردی...
تا وقتی که یاد نگیریم اعتراض کنیم به هر چه نباید اتفاق بیافتد چطور توقع داریم بلد باشیم به بیشتر و بالاتر از اینها اعتراض کنیم؟؟؟
تا وقتی یاد نگیریم از اعتقاداتمون دفاع کنیم.. حقمون رو از کاسب و مغازه دار و راننده تاکسی و خانم جلسه ای و ... بگیریم تا وقتی بیخیال بشیم و تنها دردل خودمون به سادگی جماعتی بخندیم... تا وقتی از پائین جامعه شروع به اصلاح نکنیم.. هیچ چیز تغییر نمیکنه و ما همیشه تنها با سیلی صورت خودمون رو سرخ خواهیم کرد...
زر نوشت: چندتا از مشاورهای رئیس جمهور اخراج شدن و همچنین پست وزیر امور خارجه هم خالیه!! باز نشنوم بگید کار نیست....
فرنوشت: گر نشان زندگی جنبندگی است
خار در صحرا سراسر زندگی است!!!