برف... امتحان.. آش شلغم..
امروز من بسی سرحال هستم به چند دلیل:
۱- صبح زود از خواب بیدار شدم و من اصولا اگه صبح زود بیدار شم سرحال خواهم بود.![]()
۲- امروز بعد از همه نق زدن های ما اینجا هم برف آمد و هرچند روی زمین ننشسته و هوا هم خیلی سرد است ولی ما خیلی خوشحالیم... خدا کند همینجوری ببارد.![]()
۳- امروز من برای استخدام در یک شغل اداری رفتم امتحان دادم و برخی از سوالهایش خیلی خیلی خیلی خنده دار بود:"غسل نوزاد چه حکمی دارد؟ ۱- حرام است ۲- واجب است ۳- مباح است ۴- مستحب است" این تنها یکی از سوالات بود.. البته به غیر از سوالات عقیدتی بقیه سوالات کامپیوتری و اداری جالب بود . معلوم بود یک نفر که اینکاره بوده طرحشان کرده است.. مثلا : "کدامیک آدرس ایمیل است؟
۱- mosavi@yahoo
۲- mosavi.com
۳- mosavi.yahoo.com
من کلا از طراحان سوال ممنون هستم .. موفق باشند در پناه حضرت حق!!!
اما یک جاهایی آدم واقعا خنده اش میگیرد از کار ما ایرانی ها.. روی یک تابلو شماره صندلی و نام محل برگزاری را زده بودند.. با خط درشت و خیلی هم خوانا... بعد اکثر افرادی که می آمدند امتحان بدهند اصلا به برد نگاه نمیکردند ... بعد میرفتند به مسئول میگفتند ما کجا بشینیم.. بعد مسئول میگفت بروید طبقه اول روی برد نگاه کنید بعد میرفتند روی برد رو نگاه میکردند اما محل رو نگاه نمیکردند می آمدند میگفتند ما شماره 76 هستیم حالا کجا بشینیم... خلاصه مدت جا دادن دوستان متقاضی از مدت برگزاری امتحان بیشتر وقت گرفت... و ما چون برف می آمد زیاد کلافه نشدیم بیشتر خندیدیم.. هر چند الان میبینم خنده دار نبود..![]()
اما بدتر از آن اینکه بسیاری از متقاضیان به همراه والدین محترم تشریف آورده بودند.. انگار کنکور دارند و یا امتحان ورودی ناسا می باشد.. باید ذکر کنم یک نفر نیرو برای بخش آموزش یکی از موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی نیاز بود.. 200 نفر به بالا امتحان دادند.. و از این افراد نزدیک 100 نفر به انضمام خانواده آمده بودند یکهو لولو بچه هایشان را نبرد!!!!![]()
زرنوشت: دیشب 60 دقیقه بی بی سی شده بود عذاب روح انسانهای بدبخت وطنی.. همه اش از گل کاری های سران محترمه گفت... یکی می گفت ایران شده مثل پیرزنی که بهش آش شلغم بدن.. هر جایش دست بزنی یک صدایی ازش بلند می شود... اگر از اقتصاد بگی که صدایش گوش آدم را کر می کند.. اگر از روابط خارجه بگی که حتما باید بیمار بستری شود و آپاندیسش را در بیاورند.. اگر از آزادی و رفاه درون وطنی بگی که باید بخش سی سی یو بستریش کنند و دعا بخونن که قلبش به کار بیافته... اگه از علم و دانش و فن آوری بگی که باید ببریش بخش روانی (بخاطر غرق شدن در خیالات و اوهام) و با شوک الکتریکی از رویا بیرونش بیاری اگه از وضع زنان و کودکان بگی که باید ببریش سردخونه و مراسم دفن و کفن رو راه بندازی ... خلاصه خدا خیرشان بدهد... آش شلغم هم خوب معجونی است!!!
فرنوشت:
۱- كساني كه حاضر نيستند براي آزادي بهايي بپردازند، لياقت آزادي را ندارند. جورج واشنگتن
۲- يك انسان به مقداري جنون هم نياز دارد، وگرنه هرگز به پارهكردن بندهايش براي كسب آزادي خطر نميكند.
نيكوس كازانتزاكيس