واقعا چقدر توانائی دارید آدمهایی که اصلا نمیخواهند درک کنند و همه قضایا رو کاملا از زاویه برعکس شما میبینند تحمل کنید؟ چقدر طول میکشه که برسه به اینجاتون و بیخیال بحث و ادامه مکالمه و تبادل اطلاعات باهاشون بشین؟ کلا چقدر میتونید نظرات مخالف خودتون رو تحمل کنید؟ از اون بدتر چقدر میتونین نظرات خرکی دیگران و تحریف اطلاعات رو تحمل کنید؟ آستانه تحمل شما چقدر است؟

راستش من اصولا اعصاب درست حسابی ندارم و اغلب زیاد اهل بحث با آدمهایی که حرف من رو نمیفهمن نیستم.. مثلا اگه یه موضوعی رو دو بار به یکی توضیح بدم و ببینم نمیگیره و یا نمیخواد بگیره از کوره در میرم.. و یا وقتی یه نفر چرت و پرت میگه (بخصوص وقتی موضوع سیاسی باشه و یا صنفی) اصلا آستانه تحمل ندارم.. و اگه مجبور باشم تحمل هم کنم دیوونه میشم..

میدونم این اصلا اخلاق خوبی نیست.. اما خوب هر کس یک نقطه ضعفی دارد.. مثلا وقتی این روزها میبینم یک نفر در مورد اینکه اوضاع اصلا بدتر نشده و همه چیز هم بهتر شده حرف میزنه دیوونه میشم.. و یا وقتی در مورد اصول مهم ایرانی بودن و اینکه داره این اصول از بین میره حرف میزنم و کسی میگه اصلا هم اینطوری نیست و مثلا در فلان جا این کار صورت گرفته گریه ام میگیره!!

توی دانشگاه یکبار با یکی در مورد پاسارگاد صحبت میکردم و اون معتقد بود که باید سد رو آب گیری کنن و این آدمها سوسول به فکر مردم نیستن که کشاورز هستن و از این حرفها.. من نزدیک بودن باهاش دست به یقه شم...

و وقتی تهرون توی خرداد شلوغ بود و یکی گفت اینها اوباش هستند و نظم جامعه را بهم زدن و تقصیر خودشون است من هر چی تو دهنم بود بهش گفتم!!(عجب طفل درون بی ادبی دارم من)باشه .. میدونم  من جوشی هستم و اخلاق خوبی ندارم اما خیلی سخته تو ببینی هموطنانت دارن میمیرن و بعد یه نفر از روی بی اطلاعی یا بخاطر منافعش چرت میگه!!

شاید باورتون نشه اما الان مدتیه که با خیلی ها حرف نمیزنم خیلی جاها نمیرم و خیلی از بحث ها رو نشنیده میگیرم تا مجبور نباشم جواب بدم.. اینجوری شاید اینقدر به عنوان جنگجوی بی منطق شناخته نشم.. چون بعضی ها این آستانه تحملشون خیلی بالاست و حتی به این جور حرفها لبخند هم میزنن و همش به من میگن تو هم بیخیال شو.. بذار هر حرفی دوست دارن بزنن!!!

اما بدترین باری که با یکی دعوام شد و کلی هم اون دعوا جدی شد انتخابات دور دوم ریاست جمهوری و وقتی بود که هاشمی رفسنجانی و محموتی داشتن رقابت می کردن.. البته من طرفدار پر وپاقرص دوم خردادی بودم و به معین رای داده بودم اما توی دور دوم وقتی به یکی گفتم حالا هاشمی از این بابا که بهتره و اون هم شروع کرد به خاتمی و .. بد و بیراه گفتن.. رگ گردن ما هم زد بیرون و کلی دعوا شد و اصلا به همین دلیل با چندتا از دوستام قطع رابطه کردم که هنوز هم ادامه دارد!!

این رو واسه این گفتم که امروز با یکی از بچه ها دعوام شد و الان هرچند از حرفهایی که بهش زدم پشیمون هستم اما واقعا ترجیح می دهم اون دیگه به وبلاگ من نیاد و کلا بیخیال ارشاد من به راه راست بشه... چون من دوستش دارم و اصلا خیال ندارم باهاش درست حسابی دعوام بشه!!!