میدونم خیلی دیر وقته.. و میدونم به من نمیاد این ساعت آپ کنم... اما راستش از صبح یه چی مثل خوره وجودم رو میخوره!! اگه تو سال ۵۷ بودم چه احساسی داشتم.. تو چنین روزی؟ و این مساله از وقتی شروع شد که داشتیم اتفاقات تونس رو از بی بی سی جهانی میدیدیم و جوونایی که در عین نگرانی اما با خوشحالی ایستاده بودن دم کوچه هاشون و از محله شون و البته یه جورایی از انقلابشون در برابر اراذل و وابستگان بن علی دفاع میکردن.. بعد یکی گفت ما هم وقتی شاه رفت همینجوری بودیم... دلشوره داشتیم.. ترسیده بودیم.. نمیدونستیم چی میشه.. اما خوشحال بودیم و احساس افتخار میکردیم...

واقعا امروز نمیشه قضاوت کرد.. من همیشه معتقد بودم انقلاب ۵۷ ایران یکی ازبزرگترین کارهایی بوده که ایرانی ها کردن.. تلاشی برای برقراری دمکراسی در محیطی کاملا دیکتاتوری.. محیطی که حتی فضای یک خانواده با دیکتاتوری اداره میشد چه برسه به مملکت... تغییر شکل رعیت به ملت.. نبودن شخصی که بی هیچ دلیل منطقی فکر کنه بر تو مسلط است و مالک جان و مال و ناموس توست.. یه حرکت بزرگ

اما واقعا نمیتونم اوج ناامیدی که جوونای ۵۷ امروز تجربه میکنن رو توصیف کنم.. عده زیادیشون رو هر روز میبینم که آه حسرت میکشن و وقتی جوک هایی که نسل من میسازن رو میشنون عرق شرم میریزن!!

اما آیا واقعا انقلاب ۵۷ ایران اشتباه بوده؟ من که اینطور فکر نمیکنم!!اگه واقعا بازرگان ها مونده بودن و بجای این گروه آنان بر ما حکومت میکردند باز هم امروز ناراضی بودیم؟ آیا انقلاب ۵۷ مسبب این اتفاقات است یا جنگ و یا نیمه کودتاهایی که بعد از ۵۷ اتفاق افتاد؟

همیشه فکر میکنم آنچه اتفاق افتاده تنها شروعی برای راه آزادی مردم ایران بوده نه خاتمه آن... همیشه فکر میکنم ایران برای آزاد بودن باید راه درازی را طی کند.. چه بسا بارها زمین بخورد اما باز برپا شود.. این اولین شکست ما نبود.. مگر مشروطه به رضاخان ختم نشد؟؟

تنها یک چیز را میدانم.. سکوت و نشستن تنها بخاطر ترس از عدم موفقیت نهایی احمقانه است و رفتن شاه شروع راهی تازه بود و ثابت کرد که میتوان ظالمان را بیرون راند.. اگر او رفت دیگرانی که راه او را پیش بگیرند هم خواهند رفت.. اگر خواست مردم این باشد میسر است.. ناممکن نیست...

من گمان میکنم همانقدر که مشروطه خواهی بد نبود.. همانقدر هم انقلاب ۵۷ بد نبوده است.. منحرف شدن راه نشانه نفی آن نیست.. دلم میگیرد وقتی از همه میشنوم که کاش انقلاب نکرده بودند ... یا اگر دوباره هم خون بریزیم آخرش همین است..دلم نمیخواهد بشنوم ایرانی همین است.. مگر انقلاب فرانسه به ناپلئون ختم نشد؟ 

دلم میخواهد بشنوم راه آزادی پایانی ندارد.. همیشه مستبدی وجود خواهد داشت و همیشه مردمی که باید حق خود را بستانند.. آنچنان که گفته اند:"حق دادنی نیست ستاندنی است!!" اگر مظلوم نباشد ظالم معنا پیدا نمیکند.. گناهکار اصلی مظلوم است.... یا این سخن بزرگ:"تا خم نشی سوارت نمیشوند!!"

شاه رفت.. درست .. اما تفکر شاهی نرفت.. و طول خواهد کشید... ازبین بردن تفکر شاهی زمان میبرد.. نسل ها باید جان فدا کنند تا تفکر شاهی برود... آزادی و دمکراسی تقلیدی نیست.. باید ملتی باورش کند تا بتواند به آن برسد... باید  واقعا هوشیار و همیشه در صحنه بود تا بتوان انقلابی را حفظ کرد...

شاه رفت.. فکر نکنید که اگر بود بهتر بود یا بدتر.. که آنها هم مجلسی تشریفاتی داشتند.. آنها هم گلوله باران کردند .. که آنها هم زندانی سیاسی داشتند.. هر چند که ... آنها کمی مهربانتر هم بودند اما من فکر میکنم به ذهنشان نرسید که میشود وگرنه می کردند....

رفتن شاه پایان شاهنشاهی بود اما آغاز راه دمکراسی برای ایران....

شاه رفت... گروهی دیگر آمدند.. تاریخ تکرار است... قبول.. اما این روزها هم قابل تکرار است!!!

پس روزتان مبارک ملت ۵۷  ایران

 زرنوشت: این بازی کیامهر خیلی باحاله.. دل تو دلم نیست ببینم چی میشه!! امروز وقتی آلبوم عکسم رو واسه پیدا کردن یه عکس میگشتم وارد دنیایی از خاطرات شدم... روزهای خوب دبستان.. راهنمایی .. دبیرستان و دانشگاه... اینکه با چند نفر همکلاسی بودم.. هر روز میدیدمشان و از دردشان با خبر بودم.. و با بعضی ها زندگی کردم.. دلم برایشان تنگ می شود.. از خیلی ها خبر ندارم.. نمیدانم کجایند چه میکنند؟ راستش امروز این بازی مستر کیامهر باستانی بدجور حالی به ما داد!!

فر نوشت: بمانیم تا کاری کنیم نه کاری کنیم تا بمانیم. دکتر شریعتی