عذاب میکشم ولی /عذاب من گناه نیست/ وقتی شکنجه گر تویی /شکنجه اشتباه نیست

این روزها نمیدانم چرا این آهنگ اینقدر به دلم مینشیند... شاید چون عذابی که این روزها میکشیم به نوعی سبب میشود تا بیشتر و بیشتر از زندگی خود لذت ببریم و فکر کنیم آره باید اینجوری باشه...اینروزها من عذاب ترس دارم.. اما هر چه قدر بیشتر میترسم به نوعی لذتش هم بیشتر میشود...

من و ترس

امروز بعد از اکتشافات و جستجوهای فراوان علمی و اطلاعاتی و خبری و تحلیلی و نانو و هسته ای و غیره بالاخره منشا اینکه این سید سبز از کجا سبز شد و فتنه گری را کی بهش یاد داده پیدا شد و منابع پرتوان و فعال اطلاعاتی با افتخار اعلام کردند که ایشان از درون خود سازمان سیا استخراج شده و نوع لپ لپش هم آمریکایی بوده.. یعنی راستش متوجه شده اند که ایشان اصلا از همان ابتدا با سیا کار میکرده.. سندش هم موجوده بدم ببینیند؟؟(با لحن مربوطه بخوانید)"اینجا" ای ملت غیور و همیشه در صحنه بدانید و آگاه باشید که این سید سبز نوعش آمریکایی است ... حالا ببینید از توی لپ لپهای ایرانی چی در میاد از توی آمریکایی هاش چی!!! محموتی خودمان ایرانی بود و ببینید چقده قشنگ و خوب است.. هی بروید لپ لپ آمریکایی بگیرید و شانسی فرنگی.. مملکت هم میشود این... مطمئن باشید اگه تا فردا و پس فردا صبر کنید میفهمید این سید بهائی هم هست و صهیونیست هم هست... مدارکش را دوستان در دست تحریر دارند....

تعجب

اما بشنو از این بلاد فرنگ که اینبار مثل اونبار هی نشد"اوباما تو با اونی یا با ما" اینبار خواهر وجیه المنظر و ناز ما هیلاری عزیز سریع آمد گفت اوباما با ماست نه اونا... اما خب نمیدانم فرقی میکند یا نه.. اصولا در تاریخ ایران آبی از این بلاد فرنگ گرم نشده... ما که خوشبین نیستیم...

دلخوش نباش

اما برای شادی روح از دست رفتگان خودمون و خودشون صلوات چون هر مرگی دردناکه.. اما خدائیش خیلی دلمان میخواهد بدانیم این منافقان از خدا بی خبر دو رو و دو رنگ مار صفت خس و خاشاکی از کجا تفنگ می آورند و آتش بر روی جوانان غیور می گشایند که برادر محترممان ژاله جان میشود شهید دبستانی و کلی برایش یقه پاره میکنند... ندا و سهراب و بقیه را هم بیخیال... برادر ژاله و اینکه کی بوده و چرا خونش از بقیه رنگین تر است را در اینجا و اینجا ببینید.. (البته باید اذعان کنم اینها را آنها گفتند.. بقیه می گویند این بابا هم از خود ما بوده و انگار بقول بعضیها بعد از مصادره رای مردم شهید جنبش رو هم مصادره میکنند.. الله اعلم...تو این اوضاع شهید دزدی دیگه آخرشه) در هر صورت انا لله و انا علیه راجعون....

عزاداری

 

جناب شجونی که عضو روحانیت مبارز هستند هم فرمودند که ای داداش هاشمی رفسنجانی باید تکلیفت رو روشن کنی " یا با اونا یا با ما" یا اعلام برائت میکنی و مثل نمایندگان غیور میروی میگوئی بگیرید پدرشان را در آورید یا دیگه وقت ناز و کرشمه تمومه.. راستش ما هم بدمان نمی آید آشیخ تکلیف خودش را روشن کند... یکی به نعل یکی به میخ که نمیشود... یا ۲۲ بهمن یا ۲۵ بهمن... پسته که نیست عزیزم نخودو و خندون دن بستش در هم باشه....(اینجا)

 

زرنوشت: بیرون گود نشسته ایم.. اینجا گودی وجود ندارد .. دیروز برای اولین بار فهمیدیم سانسور خبری یعنی چه و برای اولین بار فهمیدیم چرا بعضی ها از هیچ چیز خبر ندارند و هی می آیند زر می زنند و میروند روی اعصاب آدم اسکی... دلیلش این است که نمیبینند و نمی شنوند.. وقتی آدم خبر نداشته باشد قضاوتش  روی همان خبرهایی است که به او تزریق میشود.. باور کنید تا دم غروب دیروز فکر میکردم خبری نیست... دلم گرفته بود و اشک در چشمانم بود.. داریوش هم همه اش میخواند"عذاب میکشم ولی/ عذاب من گناه نیست" راستش نمیدانستم ولنتاینمان اینقده سبز میشود.. از تمام آنها که توی گود بودند بخاطر ما ها که گود ازمان دور بود و بخاطر آینده تشکر میکنم...(...../پیروز باشید/سربلند/سرفراز/چون کوه باشید) البته این را نوشته بودم اما من هنوز جوونم و امید و آرزو دارم.. هر کی جای خالی را درست حدس بزنه جایزه داره!!!

 فرنوشت: ترس .. ترس .. ترس.. چیزی که این روزها زیاد احساسش میکنیم و زیاد باهاش میجنگیم.. ترس انگار در تمام تار و پودمان رخنه کرده و برای رهایی از بند ترس باید هر روز مبارزه کنیم.. ترس از دست دادن.. ترس جدائی.. ترس دوری.. ترس درد.. ترس مرگ.. اما وقتی با وجود همه این ترسها باز هم خودمون رو توی خیابون وسط یه تعداد آدم ناشناس میبینیم میفهمیم که چقدر ما آدمها شگفت انگیز هستیم.. وقتی با وجود همه ترسها باز هم مینویسیم.. باز هم تصویر میسازیم و باز هم فریاد میکشیم به نوعی همان افتخاری که خلا اون رو توی خودمون میدیدم رو احساس میکنیم.. لذت میبریم از این موضوع که هر چند میترسیم ورنگمان زرد میشود و  هشدارها را میشنویم و ته دلمان خالی میشود.. هر چند میبینیم و کتک میخوریم و کشته میشویم ..اما باز میایستیم و یادمان نمیرود.. باز هم امید داریم....