جهاد!!!
در فرهنگ غنی عامه اسلامی قرن ۲۱ هر گاه واژه زیبا ومتعالی جهاد را شنیدید باید خود را برای آنچه در پیش است مهیا داری..کلا جهاد استفاده میشود جهت هشدار برای سفت کردن بند تنبان....بطور اعم جهاد استعمال میشود هرگاه که قرار است بلایی خانمان سوز بیآید و دودمانتان را بر باد دهد و شما را گریزی نیست جز صبر وتحمل برای رضای خدا و امیدبه حوری بهشتی.... هر چند در سنوات اخیر مردم دانسته اند نقد به از نسیه است...اما بایدگفت جهاد مقدس را پایانی نیست....
پس از پشت سر نهادن سال کار و همت مضاعف که برابر شد با حمالی بیشتر و سود کمتر.... واژه جهاد در برابر اقتصاد قرار گرفت تا مطمئن شویم به نان شب محتاج خواهیم شد....اصولا در ۳۰ سال گذشته هر وقت گند عمده ای بالا می آید و خرابکاری به حد اعلی خود میرسد پای جهاد به میان می آید...بدین وسیله توصیه میشود یک عددسنگ ۳ من و یک عدد سنگ کوچک تهیه نمایید...اولی جهت بستن به شکم برای جلوگیری از تولید صداهای نابجا و دومی جهت زدن بر سر درمواقع خاک بر سر شدن!!!!همچنین چسب نواری بزرگ توسی رنگ عینهو فیلمهای منسوب به کفار غربی...جهت مسدود ساختن دهان مبارک برای حبس زبان سرخ جهت نجات سر سبز .... صلوات
زرنوشت:کم کم عادت میکنی به نفهمیدن....خیلی زود بیخیال شنیدن هر خبری میشی و باور میکنی خر بودن بهترین نعمت دنیاست....حتی اگه همه بار عالم رو بذارن رو دوشت وقتی نفهمی فکر میکنی داری کار بزرگی انجام میدی.....راستش من که ایمان دارم خدا هر آدمی رو که خیلی دوست داره نعمت نفهمیدن بهش میده...این یکی از نعمات بهشتیه...آسودگی خیال در سایه نادانی و جهالت....در راستای علاقه شدید ما...شخص شخیص خودمان...به آزاد زیستن...خداوند ما رو در زمره جهندمیان قرار داده و نعمت زیبا و سودمند خر زیستن رو ازمون دریغ کرده...هر چه ما سعی میکنیم نشنویم و نگوئیم...گویا شیاطین ول کن ما نیستن....اینها رونگفتم که ازخودم گفته باشم.... به دلیل حسادت زیاد به یک نفر که هیچی نیست و هیچی نداره امافکر میکنه همه چی داره و اوضاع خیلی هم خوبه و آخرش هم جاش کنار خود خود شهدای کرببلاست گفتم....دق کردم از بس این جهندمی بودن ما رو چماق و شلاق کردن..زدن توی سرمان!!!!آقا اگه مادنبا را بخواهیم نه آخرت را کی رو باید ببینیم؟
فرنوشت: نقل شکایت وشاکی بودن نیست....نقل آزادیهای اجتماعی و عدم پیشرفت ودرجا زدن و نابودی اقتصاد هم نیست.... برای برخی اینروزها دغدغه زنده ماندن و ادامه حیات است.... کارگری رادیدم گریان بود برای ۲۰۰ هزار تومن حقوقش که ۴ ماه بود عقب افتاده بود... زن صاحبکار مینالید که با این اوضاع اقتصادی مسافرت درست و درمون هم نمیتوان رفت...سکوت کردم.... هر دو راست میگفتند... اما....این مثل معروف به ذهنم آمد که ...یکی میمرد ز درد بینوایی یکی میگفت آقا زردک نمیخوای؟؟؟