هفت خوان
چند روز پیش در وبلاگ یکی از دوستان مطلبی دیدم در مورد اینکه بچه ها این دوره زمونه قهرمانان کشتی کج رو میشناسن ولی اسطوره های خودمان را نه!! و فکر میکنم این تقصیر ماست نه اون بچه ها..این من رو بر اون داشت که این مطلب رو بنویسم... اتفاقی که برای خودم افتاد و فهمیدم که چقدر خودم گناهکارم!!
هفته پیش مطابق معمول پسر برادر من آمده بود تا با عمه جان بازی کند و بدجور رفته بود روی اعصاب من و مامان.. بخصوص که من هم خیلی خسته بودم.. دیدم مادرجانم دارد به او یک قصه از شاهنامه میگوید.. چون اسم خودش سهراب است همه اش به ما گیر میدهد که قصه از شاهنامه برایش بگوئیم.. مادرم سعی داشت از جنگ رستم با دیو سفید بگوید . به قولی از هفت خوان رستم!! اما تنها قسمت آخرش رو بلد بود.. ما هم فوران اطلاعاتمان گل کرد آمدیم مهندس بازی در بیاوریم و هفت خوان رو درست یاد بچه بدهیم و کمکی در فرهنگ سازی ایرانی بکنیم.. اما هر چی زور زدیم بغیر از زن جادوگر و شیر و اژدها بقیه یادمون نیومد... اونها رو هم درست نمیتونستیم بگیم.. بعد گفتیم شب که پدر بزرگوارمان تشریف آورد از اون میپرسیم و به بچه هم گفتیم.. و کلی خجالت هم کشیدیم..
شب که باباجان آمد ازش پرسیدیم اون از ما هم کمتر بلد بود.. گفت بابا نکته مهم اینه که آخرش رستم پیروز شد.. و باز ما این بار از روی فردوسی خجالت زده شدیم که میدونیم مایکل اسکوفیلد چطوری فرار کرد از زندان اما نمیدانیم رستم چطور رفت به جنگ دیو...
اما باز هم ناامید نشدیم و گفتیم میرویم از بابا بزرگ محترمه که همیشه داره شعر میخونه و قصه میگه میپرسیم.. اون حتما بلده.. از اونجا که همیشه شعرهای عبید زاکانی و سعدی رو برای ما میخواند.. فردایش اتفاقا با بچه برادرجان رفتیم منزل آنها .. راستش اون هم بلد نبود و فقط گفت با دو تا دیو میجنگه!!!
آنقدر جلوی یه بچه ۷ ساله ضایع شده بودیم که نگو.. تا رسیدیم خانه رفتیم یه سرچ زدیم در گوگل و ویکی پدیا را باز کردیم... خدا لعنت کند آموزش پرورش ایران رو که اینقد ما رو بیسواد بار آورد... خاک بر سر تعلیم و تربیت در این مملکت... برای آنها که نمیدانند واقعا هفت خوان چی بوده لینکش را میگذاریم.. بخوانید تا حداقل جلوی بچه های خودمون بخاطر بی اطلاعی از تاریخ و فرهنگ و ادبیات کشورمون کم نیاوریم: